1. اولویت اصلی و فرعی ما در تجزیه و تحلیل مباحث اجتماعی و نوشتن هر مقاله از چند عامل معین برمیخیزد:
الف. نقد اقتصاد سیاسی سرمایهداری در حوزههای مختلف داخلی و خارجی، بیتوجه به جناحبندیهای غالب و مغلوب در صفوف سیاسی طبقهی حاکم.
معروف است که خفیه نویسان برای پایش و پیمایش رفتار و گفتار روزانه ی مهدی بازرگان چند مامور گماشته بود تا به اصطلاح زاغش را چوب بزنند. مهندس که از قرار به این ماجرا پی برده بود ؛ روزی بر سر گردنه یی به آقایان می گوید وقت خود را تلف نکنید و به کار و بار شخصی تان برسید و
کم و بیش 5 سال پس از آن که سرمایهداری نئولیبرال وارد عمیقترین بحران خود - پس از رکود بزرگ 1929 - شده است، هنوز به درستی دانسته نیست که جهان به کدام سو میرود. سیاستهای موسوم به "ریاضت اقتصادی" نه فقط از دامنهی گستردهی بحران نکاستهد
نظریهی علمی مارکس ـ انگلس درخصوص نقد اقتصاد سیاسی و شیوهی متناقض و بحران زای تولید بورژوایی (اضافه تولید ـ گرایش نزولی نرخ سود) دستکم در 150 سال گذشته بارها عینیت یافته و در آزمایشگاه مناسبات اجتماعی و روابط تولیدی ثابت کرده است که:
بعد از شکست هر انقلاب یا ضد انقلاب، در میان فراریانی که به خارج از کشور گریختهاند فعالیتهای تب آلودی آغاز میشود. گروههای حزبی گوناگونی تشکیل میشوند و یکدیگر را متقابلاً متهم میسازند که موجب به لجن فرو رفتن ارابهی انقلاب گشته و بدین ترتیب خیانت و تمام انواع ممکنه از گناهان کبیره را به یکدیگر نسبت میدهند.